۱۳۹۴ شهریور ۵, پنجشنبه

بزرگترین جنگ طلبان ؛ خود رژیم ، ارسالی ها و لابی هایشان هستند!

بزرگترین جنگ طلبان خود رژیم و ارسالی ها و لابی هایشان هستند!
۳۷ سال است که ایران در معرض جنگ ، بمباران و تحریم توسط دنیاست نه فقط امریکا! در جنگ ۸ساله با عراق، ایران تنها با عراق مواجه نبود بلکه با اروپا و اعراب و امریکا روبرو بود!
برسر پروژه هسته ای هم با دنیا طرف است و درنهایت اگر توافق اجرایی شود،صدها میلیارد هزینه غیرمنطقی برباد رفته است برای اینکه برگردیم سرجای اول؟ خطر جنگ را خودشان پیش اوردند و حالا خودشان،ارسالی ها و لابی هایشان برای مثلا رفع!خطر جشن میگیرند و منت هم می گذارند! ایا عامل جنگ و تحریم و خطر بغیر از خود رژیم وسیاست های مخرب و توسعه طلبانه ا ش بوده و هست؟ حالا هرکس به سیاست های غلط رژیم انتقاد بکند متهم به جنگ طلبی میشود! واقعیت این است که خود این رژیم بحران زا و بحران زی بزرگترین خطر برای ایران است. بنابراین بزرگترین جنگ طلبان خود رژیم و ارسالی ها و لابی هایشان هستند!
براستی کدام رژیم ها دهها سال با عمده دنیا در تضاد بودند و هستند ودائم دشمن تراشی می کردند و می کنند؟ و چرا؟ کره شمالی، جمهوری اسلامی، لیبی، عراق و...
وجه اشتراک اینها چیست؟

۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

۲۸ مرداد، نگاهی به جنایت هولناک سینما رکس توسط بلواگران ۵۷

فاجعه سینما رکس ابادان توسط قشر مذهبی بلواگران ۵۷ به منظوربدنام کردن و تحریک مردم برضد رژیم پهلوی انجام شد(دقیقا همان توجیه خسرو روزبه در قتل محمد مسعود). متاسفانه سه مرجع بزرگ تقلید که در ۴۲ جانب خمینی را گرفتند و در ۵۷ نیز با سرپوش گذاشتن بر جنایت سینما رکس ابادان و پوشاندن ماهیت جنایتکارانه انقلابیون ۵۷ تحت عنوان "حفظ ابروی مرجعیت وتشیع" به مردم و کشور خیانت کردند!



داریوش همایون، وزیر اطلاعات وقت، در صفحه 65 کتاب خود به نام دیروز، امروز، فردا که حدود یکسال پیش از شروع دادگاه ویژه سینما رکس انتشار یافت، می‌نویسد: «در جمهوری اسلامی دلایل زیادی به دست آمد ـ از جمله در دادرسی متهمان آتش‌سوزی ـ که هواداران خمینی به فتوای خود او سینماها را آتش می‌زدند.» او در مورد فاجعه سینما رکس می‌نویسد: «درباره عاملان آتش‌سوزی هنوز همه چیز روشن نشده است. مقامات قضایی موضوع را با حرارت دنبال نکردند و حکومت تازه [دولت شریف امامی] نیز علاقه‌ای به موضوع نشان نداد. شاید در رده‌های پائین دادگستری، کسانی نمی‌خواستند با روشن شدن حقیقت دامن رژیم پاک شود زیرا همه مخالفان همداستان شده بودند و آتش‌سوزی را به رژیم نسبت می‌دادند. رئیس ساواک نیز با انتشار اسنادی که از شرکت مخالفان مذهبی و احتمالاً عوامل فلسطینی در این جنایت به دست آمده بود مخالفت می‌ورزید و کابینه را با استدلال خود متقاعد کرد که چون مردم اعتقاد دارند مسئول آتش‌سوزی خود رژیم است هرگونه كوششی برای رفع اتهام وضع را بدتر خواهد كرد. از آنجا كه آتش‌سوزی پیش از به حکومت رسیدن کابینه تازه روی داده بود، استدلال او به آسانی پذیرفته شد. وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت هم که در رسیدگی به پرونده شرکت داشت، شاه را متقاعد کرده بود که چون با آیات در حال مذاکره‌اند، انتشار واقعیات مربوط به آتش‌سوزی در صلاح نیست..


 "کیهان" چهارشنبه اول شهریورماه ۱۳۵۷ صفحه ۲ می نویسد: "به دنبال اعلام مراجع عالیقدر تقلید در مورد پیگیری و تحقیق فاجعه آبادان نمایندگان روحانیون شهر که مورد اطمینان علمای اعلام و مراجع تقلید شیعیان جهان هستند نتیجه تحقیقات خود را پیرامون علت فاجعه و نیز قصور بعضی از مسئولان شهری به علمای جامعه تشیع اعلام کرده اند، انتظار می رود تا بامداد امروز مراجع تقلید، حضرت ایة الله شریعتمداری، حضرت ایة الله گلپایگانی، حضرت ایة الله  نجفی اعلامیه مشترکی منتشر نمایند ..... "
 اما همین روزنامه در همان صفحه و در ستونی دیگر تحت عنوان: "اطلاعیه سه مرجع بزرگ شیعه به تعویق افتاد!" می نویسد: "پس از وقوع فاجعه سینما رکس آبادان از سوی حضرات آیات عظام حاج سیدمحمد‌کاظم شریعتمداری، حاج سیدمحمد‌رضا گلپایگانی و حاج سیدشهاب الدین نجفی مرعشی نمایندگانی برای تحقیق به آبادان اعزام شدند ..... نمایندگان حضرات آیات عظام طی چند روز گذشته با مراجعه به آگاهان محلی و افراد مورد اطمینان به بررسی های وسیعی دست زدند. نمایندگان اعزامی به حقایق تازه ای دست یافته اند که این حقایق را به سه مرجع بزرگ گزارش داده اند ..... "، "..... گزارش از اهمیت بسیاری برخوردار است و با توجه به ضرورت گستردگی این تحقیقات و ادامه آن، اطلاعیه ای که قرار بود آخر وقت دیروز انتشار یابد به تعویق افتاد. در این اطلاعیه جزئیات ماجرا فاش خواهد شد و مسلمانان علاقمند در جریان واقعی فاجعه قرار خواهند گرفت!" (همان جا)
 روز یکشنبه پنج شهریور ایة الله شریعتمداری به تنهائی اطلاعیه ای صادر کرد، کیهان شماره ۱۰۵۴۹ پنج شهریور ۱۳۵۷ در صفحه دوم خود می نویسد: " ..... ایة الله  شریعتمداری نظر خود را در پاسخ نامه یکی از علمای اعلام خوزستان اعلام داشتند که به طور اختصاصی در اختیار کیهان قرار گرفته است!" نکته بسیار مهم در نامه ایة الله شریعتمداری این است که هیچ اشاره‌ای به ساواک و عوامل رژیم شاه در آفریدن حادثه نکرده است! وی ضمن محکوم کردن این فاجعه می نویسد: " ..... این جانب انشاء الله پس از دریافت و مطالعه تحقیقات و اطلاعات کامل درباره حادثه اخیر، نظر قطعی خود را به آگاهی مردم جهان مخصوصا ملت ایران خواهم رسانید ..... " نتایج گزارش نمایندگان اعزامی این آیات عظام و نظر قطعی آنها هرگز اعلام نشد!

نوری زاده در این باره معتقد است آیت الله شریعتمداری در آن زمان بدلیل آنكه مایل به درگیری با دستگاه نجف نبود، از انتشار گزارش هیأت اعزامی خودداری كرد، اما در گفتگوهای خصوصی به حقیقت ماجرا اشاره داشته است










۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه

محاکمه متهمان به جنایت در رژیم پهلوی- گر حکم شود که مست گیرند



كنوانسيون منع شكنجه وساير رفتارها و مجازات‌هاي ظالمانه، غير انساني يا تحقير آميز در ۱۹۸۴ تصویب و در سال ۱۹۸۷ بصورت قطعنامه سازمان ملل صادر شد! اما "کنوانسیون بین المللی موارد مرتبط با تروریسم و ضدتروریسم" از ۱۹۳۷ ارائه شده است! کنوانسیون های مربوط به هواپیماربایی از ۱۹۶۳ ، ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ در جریان هستند!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر رژیمی را می خواهید بشناسید ، از مخالفانش شروع کنید!
زامبی ها و فسیلهای تروریست بدنبال برنامه های پرگار و افق درباره ساواک و ابروریزی تروریست ها، یادشان افتاده که برای جمع اوری ابروی ریخته باید رژیم پهلوی و ساواک را باز هم کوبید حالا به هر طریق ممکن!
مثلا بعضی ها که فکر می کنند با چهارتا مثل خودشان طرفند افاضه میفرمایند:"وقتی دفتر دار 94 ساله ی آلمانی را بخاطر حضورش در آشویتس محاکمه و به 4 سال زندان محکوم می کنند پیامی است به ما که در یک جامعه با حساب و کتاب و دارای دادگستری کار آمد میشود قوانین قضائی را نیز اصلاح کرد"
اولا ایشان افیسر را دفتردار! ترجمه کرده، دوم محکوم عضو اس اس و مدیکال افیسر بوده نه دفتر دار! سوم بخاطرحضوردر آشویتس نبوده بلکه بجرم قتل یا مشارکت درقتل ۳۶۸۱ نفر محکوم شده است!(یعنی به حرف این فرد میشود اعتماد کرد؟!)
ایشان واقعا نمی داند تفاوت هولوکاست را با برخورد قانونی؟ ایشان واقعا نمی داند تفاوت کسی را که جرمش یهودی بودن است با تروریست ادمکش؟ ایشان واقعا نمی داند تفاوت کسی را که جرمش یهودی بودن است با هواپیماربا، با بمب گذار، با قاتل کودکان بی گناهان، با جاسوس اجنبی، با ادم ربا؟
کسان تو قرن ۲۱ زل می زنند تو چشمان ادم و می گویند ماست سیاه است!
خلاصه منظور ایشان این است ماموران رژیم پهلوی را میتوان محاکمه کرد!
من به شخصه بسیار مایلم در یک دادگاه عادلانه تمامی متهمین در رژیم پهلوی محاکمه شوند اما چه حاکم و چه محکوم نه فقط حاکم(شاه و ساواک و..) بلکه باید محکومین و متهمین تروریست نیز به جرم جنایت علیه بشریت(بمب گذاری در اماکن عمومی، مسموم کردن اب شرب و...) محاکمه شوند.
این موضوعی است که باید و حتما انجام خواهد شد اما نه دراین رژیم ! انوقت معلوم میشود چرا بسیاری تروریستهای سابق الان طرفدارحقوق بشر! شده و شکنجه را محکوم می کنند (بدون محکوم کردن خودشان برای جنایت هایشان علیه بشریت)وعملا هوادار جمهوری اسلامی اند. بسیاری دول خارجی نیز با محاکمه موافق نخواهند بود که یک پا متهمند! نتیجه محاکمه مطمئنا به نفع تروریستها نخواهد بود. واکنشها در دنیای مجازی به همین دو برنامه پرگار و افق در مورد ساواک یک عیار سنجی مناسبی بود! فکر میکنید هیئت منصفه که نماینده افکار عمومی است طرف تروریست بمب گذار جنایتکاربا لیستی از صدها عملیات تروریستی را بگیرد یا طرف مامور قانون را که حداکثر تخلفش اعمال فشار به تروریست جهت پیش گیری از جنایات بعدی باشد!؟
جالبه که كنوانسيون منع شكنجه وساير رفتارها و مجازات‌هاي ظالمانه، غير انساني يا تحقير آميز در ۱۹۸۴ تصویب و در سال ۱۹۸۷ بصورت قطعنامه سازمان ملل صادر شد! اما "کنوانسیون بین المللی موارد مرتبط با تروریسم و ضدتروریسم" از ۱۹۳۷ ارائه شده است! کنوانسیون های مربوط به هواپیماربایی از ۱۹۶۳ ، ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ در جریان هستند!

۱۳۹۴ مرداد ۱۶, جمعه

خمینی: خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته شود و من استفاده اش را ببرم!-از افتابه تا مرقد!

خمینی:
من هیچ حقی ندارم! ماها هیچ حقی نداریم! ما باید برای شما خدمت کنیم. خودمان نباید استفاده کنیم! خاک بر سر من که بخواهم خون شما ریخته شود و من استفاده اش را ببرم!





بدون شرح!














۱۳۹۴ مرداد ۶, سه‌شنبه

ساواک ، شکنجه ، انکار در برابرمظلوم نمایی تروریست ها

این مطلب در مورد برنامه اخیر پرگاردرباره ساواک نگاشته شده است.

 مشکل شخص من با بعضی طرفداران گروه های خشونت طلب این است که هنوز به تقدیس خشونت خود مشغولند نه اینکه چرا به خشونت روی اوردند. هنوز برای پاسبان کشی و کشتن بی گناهان سالگرد می گیرند و جشن برپا می کنند. جانی مادرزاد بچه کش هنوز قهرمانشان است. الگوهایشان نسل کشانی چون چگوارا ، مائو و انور خوجه و استالین بودوبعضا هست!
در اینکه بسیاری از این جوانان(تاکید می کنم جوان به معنی خام و ارمانخواه) نیت پاک داشتند شکی نیست ولی افسوس که جو زمانه و رهبرانشان به بیراهه بردشان! جو آن دوران همین بود، یک تب بود و ربطی هم به دموکراسی و ازادی نداشت. بریگاد سرخ و بادرماینهوف وشین فن در کشور های مثلا ازاد بوجود امدند. اما اینکه در قرن ۲۱ هنوز فقط ساواک را بابت شکنجه محکوم کنیم و خود را از هرگونه خطا مبرا بدانیم و مظلوم نمایی کنیم، از نظر من قابل قبول نیست. اول از خودتان شروع کنید بعد به دیگران ایراد بگیرید!

اما بعضی ها که دم خروس نایاک اززیر عبایشان بیرون زده، کاسه داغتر از اش شده اند و اعتراضی به  قانونی کردن شکنجه در ج ا ندارند(تحت عنوان تعزیر)، اعتراضی به شکنجه  توسط امریکایی ها ندارند، اعتراض به کهریزک ندارند، اعتراضی به جنایات، بمب گذاری ها ، تصفیه های خونین درون گروهی وشکنجه های گروهک های تروریستی ندارند، اما نوک حمله شان طرف رژیمی است که دهها سال است که نیست! خوب باید یکجوری الطاف و حق رفت و امد را جبران کنند!
حال بپردازیم به گوشه هایی از ازادی خواهی و دموکرات منشی نمایندگان گروهکهای تروریستی و گروهک های متبوعشان:
------------------------------------------------
اولین تصفیه فیزیکی درسازمان

ترورجوادسعیدی
محمد جواد پورسعیدی (حلاج نسب)
جواد سعیدی در سال 1345 توسط محمد حنیف نژاد عضوگیری شد. در طول دوران فعالیت خود  تا ضربه شهریور  با افرادی چون حنیف نژاد ٬ دکتر محمد میلانی و احمد رضایی ارتباط داشت و چون در بازار تهران به کسب مشغول بود ٬
در گروه بازار و روحانیت ٬ فعالیت داشت و از محورهای مردمی جریان سازمان به شمار می رفت.  پس از ضربه شهریور ٬ سعیدی مخفی شد و تحت مسئولیت احمد رضایی و سپس محسن فاضل قرار گرفت.
منزل مخفی و سازمانی سعیدی اولین پایگاهی بود که رضا رضایی ٬ پس از فرارش٬ در آنجا مستقر شد و بیش از دو ماه در آنجا ماند. شاید اولین رگه های مخالفت سعیدی با سازمان ٬ بعد از برخوردهای مکرّر با  رضا پدید آمده باشد.
در اواخر زمستان 1351 در نشستی که رضا رضایی عضو مرکزی و رهبر سازمان نیز در آن حضور داشته و گویا نشست به دعوت وی تشکیل شده بود  بر اساس شواهد و قراین قطعی  مسئله اعدام سعیدی ٬ که قبل از آن نیز در مرکزیت مطرح شده
بود ٬ مورد اتفاق گرفت و تصویب شد. در تاریخ 16 مهر ماه 1352 محسن فاضل با سعیدی در تهران ملاقات نموده او را به بهرام آرام تحویل داد و بهرام هم وی را به خانه ای در خیابان حشمت الدوله هدایت کرد. طبق اظهارات وحید افراخته و سیمین صالحی و با جمع بندی مجموعه اطلاعات و قراین ٬ جواد سعیدی در زیرزمین خانه مزبور مورد اصابت گلوله ای از سوی یکی از  اعضای مرکزیت  با نام مستعار« علی » ( بهرام آرام ) قرار گرفت و پس از آنکه جسدش در یک کیسه برزنت پیچیده
شد ٬ به داخل اتومبیلی که بهرام آرام در آن بوده و رانندگی اش به عهده سیمین صالحی بوده منتقل گردید.

جسد به اطراف سرخه حصار ٬ اول جاده آبعلی ٬ برده و سوزانده شد و در چند نقطه دفن گردید.
جواد سعیدی همچنان تا سال 1357 تحت تعقیب ساواک بود

------------------------------------------------


دومین تصفیه فیزیکی سازمان
« مرتضی هودشتیان » قتل وشکنجه

..... محسن فاضل معتقد بود که این فرصت زیادی است و در این فاصله چه بساضرباتی ازناحیه این فرد و اطلاعاتی که به داخل رد کرده به سازمان وارد آید.
اصرار محسن فاضل ٬ دیگران و ازجمله تراب حق شناس وخود من راقانع ومتقاعدساخت و قرار شد تا بازجویی از وی دقیق تر صورت گیرد. در جریان بازجویی ٬ از آن جهت که وی در اثبات بی گناهی اش برخوردی کاملاً شک برانگیز داشت ٬موجب گردید که او را با « کابل » بزنند؛ و زدن کابل درحدی بود که پاهای وی کاملاً ورم کرده بود.هنگام ظهر بود که زدن قطع شد و قرار شدتا هنگام تلفن به داخل ٬ دیگر با او برخوردی صورت نگیرد. قبل از صرف ناهار یکی دو نفر او را به دستشویی بردند و بیرون در منتظر او بودند. وی در موقع نشستن بر سکوی مستراح فرنگی تعادل خود را از دست داده و می افتد وبچه ها او را گرفته و به اتاق می برند.
ساعت 2 بعدازظهر بود که یکی ازبچه ها به او سر می زند و می بیند که روی زمین افتاده و بلافاصله دیگران را خبر می کند؛ و ما همگی به بالین او رفتیم ودیدیم که تمام کرده است که به احتمال قوی خونریزی مغزی کرده بود. فردای آن روز که تلفن زده شد ٬ معلوم گردید که وی از هواداران سازمان بوده ولی... از مسائل سازمانی اطلاع چندانی نداشته است... تاریخ دقیق این جریان روز دهم آبان ماه سال 1353 می باشد

-
----------------------------------------------------------------


محمدحسین سبحانی:
نادر رفيعی نژاد يکی از زندان بانان و شکنجه گران سازمان مجاهدين است . وی از اعضای قديمی سازمان است که بعد از ٢٢ بهمن ١٣۵٧ به همراه رضا خاکسار و حسن محصل در دادگاه های انقلاب مستقردر زندان اوين به بازجويی و شکنجه سردمداران رژيم شاه مشغول بودند


--------------------------------------------




قسمتهایی از اخبار محرمانه نهضت به اصطلاح ازادی-۱۹۷۱

بسمه تعالي

خصوصي ـ براي انتشار نيست

خبر تازه. دوره دوم ـ شماره 2

نهمين كنگره سالانه انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا و كانادا ـ اين كنگره به مدت 4 روز (3ـ 6 سپتامبر) برگزار گرديد. در حدود 600 نفر شركت كرده بودند. از 97 سازمان وابسته فقط34 نماينده شركت كرده بودند. مخارج انجمن به‌طور محسوس بالا رفته است (100000 دلار در سال). حداقل 52 درصد مخارج انجمن از منابع خارجي (ليبي ـ كويت ـ بحرين و عربستان سعودي) تأمين مي‌شود. وابستگي اقتصادي بدون شك همراه با وابستگي سياسي مي‌باشد. گردانندگان وابستگي سياسي را انكار مي‌نمايند. اما شواهدي وجود دارد كه حاكي از غير آنست
--------------------------------------------------------------------------
شخصي به نام لينيون كه وكيل است دوبار به ايران سفر كرد و گزارش‌هايي راجع به زندانيان سياسي ايران داد كه نسبتاً‌خوب بود. عوامل كنفدراسيون بلافاصله اطراف او را گرفته و از جواني و بي‌تجربگي و هم حس مقام دوستي او استفاده كرده سعي نمودند او را داخل كميته سارتر نموده و هنگام او عده ديگري را تا بتوانند سرنوشت كميته را در دست گيرند. اين عده روزي در خيابان جلوي سارتر را گرفته و توانستند حدود نيم ساعت با او صحبت كنند و مقداري دروغ به او تحويل دهند
---------------------------------------------------------

به رفیق ناصر شایگان گویا تکه‌ای نارنج[ک] خورده بود و کنار آتش افتاده بود و ناله می‌کرد. یک رفیق دختر نیز مثل اینکه تیر خورده بود و کنار آتش افتاده بود که به طرفشان تیراندازی کردم و شهید شدند.  رفیق ارژنگ نیز بعد از اینها شهید شد.

ناصر شایگان شام اسبی، ۷ ساله و ارژنگ شایگان شام اسبی، ۱۰ ساله
----------------------------------------------------------------






اندکی از عملیات شکوهمند ایشان



گوشه هایی از ازادیخواهی و دموکرات منشی:

۱۳۹۴ مرداد ۳, شنبه

گوشه هایی از آزادی خواهی و دموکرات منشی انقلابیون ۵۷!-اسناد

اول لینک های زیررا نگاه کنید:


http://yekavazi.blogspot.co.uk/2013/01/blog-post_4304.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2013/01/blog-post.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2012/11/1.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2012/11/blog-post_22.html


-------------------------------------------------------------------------
انقلاب اسلامی سال ٥٧ آن ” آئينه ء حقيقت” ی بود که تماميّت وجود ما را عريان و آشکار ساخت ، به عبارت ديگر : انقلاب اسلامی ، تبلور عينی قرون وسطای مخفی و مخوفی بوده که در جان و جهان ما خانه کرده بود . متأسفانه بسياری هنوز نمی خواهند در اين ” آئينه ” بنگرند تا بر بی بضاعتی های فرهنگی و بی نوائی های سياسی ـ فلسفی خويش واقف شوند. افرادی که تمام ” کارنامه ” ی فکرى شان چيزی جز افزودن چند فحش و دشنام تازه به ” فرهنگ سياسی ” اين آب و خاک نيست و يا کسانی که ديروز حتّی خشتی برای مهندسی اجتماعی يا نوسازی جامعه ء ما نگذاشته اند و در عملکردهای سياسی ـ مطبوعاتی خويش نيز هيچگاه آزاده و دموکرات نبوده اند ، امروز چگونه می توانند طلبکار ” رضاشاه يا محمد رضا شاه ديکتاتور ” باشند ؟ -میرفطروس

------------------------------------------------------------------------------------





























                       
                      اطلاعیه جبهه ملی در حمایت از بلوای ۱۵ خرداد برضد اصول انقلاب سفید