۲۲ بهمن بود. خانه ما نزدیک پادگان باغشاه بود. در پادگان درگیری شدید بود. بعضا گلوله ها به در و دیوار و کولر ها خانه می خورد. یکدفعه مادرم گفت ن کجاست. ن برادربزرگم بود. معلوم نبود کجا رفته تو اون درگیری. من و مادر رفتیم بیرون دنبالش. خیابان درست مثل فیلم های جنگ داخلی بود. بهترینش را در بربادرفته یادم میاد ول حالا خودمون وسطش بودیم. دیوار پادگان در خیابان کاشان خراب شده بود و مردم و انقلابیون داخل رفته بودند. تو اون شلوغی ن را دیدیم با کلی اسلحه از پادگان امد بیرون.
مادر من خودش کلی مرد بود. هیچگاه ترس را در وجودش ندیدم. بی باک ترین و نترس ترین ادم تمام عمرم بود. من ترس پدر را دیدم بخصوص وقتی ماه ها در حال فرار از انقلابیون بودیم ولی مادر را هرگز. وقتی انقلابیون فروشگاه پدر را اتش زدند و پول ها و اسناد را غارت کردند و بعد به خانه حمله کردند برای کشتن ما و سوزاندن خانه، مادر یک تنه جلویشان چنان ایستاد که همسایه ها و مردم محل که کمکهای پدر و مادر هنوز یادشان بود، تحت تاثیر قرار گرفتند و وارد دفاع شدند و انقلابیون منصرف شدند(البته مادر تعدادی از انقلابیون را قبلا از دستگیری نجات داده بود و تا رفتن ماموران انها را در خانه پنهان کرده بود. معتقد بود اینها بچه هستند و گولشان زده اند) مادر چند نفر از حمله کنندگان را شناخت - همان هایی که پناهشان داده بود.
ن تا مادر را دید چنان ترسید که تمام اسله ها را ریخت زمین. مادر دست ما را گرفت به سمت خانه حرکت کردیم. خیابان باریک و کوتاهی محله ما را به پادگان باغشاه وصل می کرد و چسبیده به سینما ناتالی بود. اواسط خیابان چند تریلی پر از ادم های مسلح کلاشنیکف بدست با صورت های پوشانده و بعضا سیاه کرده رسیدند. جلوی ما نگهداشتند و یکی پیاده شد و با زبان فارسی ولی لهجه غلیظ عربی پرسید چه خبر است؟ من جواب دادم گارد حمله کرده(چیزی که بین مردم شایع بود اون ساعت). برگشت به عربی چیزی به باقی گفت و سوار شدند رفتند به سمت پادگان. ما هم رفتیم خانه و دقایقی بعد تیراندازی شدت گرفت و کار تمام شد!
یک جمع بندی کوتاه کنیم:
۱- ترور سرانی از ارتش مثل ربیعی،۲- بسیاری از انقلابیون در اردوگاههای فلسطینی اموزش نظامی دیده بودند،۳- در روزنامه ها از کشف محموله های قاچاق اسلحه خبر دادند، ۴- فلج کردن ساواک، ۵- اسلحه هایی که ما دیدیم کلاشنیکف بود که اسلحه رسمی سازمانی ایران نبود، ۶- شاهدان عینی، ۷- اولین نفری که بعد ۲۲ بهمن وارد شد کی بود؟، ۸- سخنان یاسر عرفات در مورد دخالت و کمک به انقلابیون و دهها مورد دیگر(که اسنادش را جمع کردم)
حداقل برای من شکی باقی نمی ماند که ۲۲ بهمن یک کودتا بود













































