۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

جعلیات آتش زدن کریمپور شیرازی -اسناد

دهها سال است که کنسورسیوم جعل و دروغ متشکل از اتحاد سرخ و سیاه و خانزاده ھا و قجریون (یا همان بلواگران ۵۷) تاریخ معاصر را به نیرنگ و دروغ آلوده اند و هنوز می آلایند بخصوص در راستای کربلا و عاشورا سازی! نمونه برجسته ان جعلیات آتش زدن کریمپور شیرازی با استناد! به شایعات خودساخته و نقل قولهایی مبتنی بر شنفتیم، میگن، گفته میشود،شایع شده و...است اما هیچکس خودش ندیده! و مرجعی ندارند! در زیراوج رذالت و خباثت جاعلین با تکیه بر اسناد و شواهد برملا خواهد شد. 


--------------------------------------------------------------------------


مرد دیوس میراشرافی/ دزد لاستیک به شأنش کافی
جاسوس دیگر آن پیراسته/ پول از چرچیل جانش خواسته

این قطعه بسیار مودبانه ای از هنرنمایی کریمپور شیرازی است. قصدم از مودبانه کاملا جدی است. 

"رضا خان جنایتکار گور به گور افتاده لعنتی تمام استعدادها و نبوغ را مانند افعی آفریقا بلعید و ایران مستعد ، برومند ، پر افتخار را به قبرستان سیاه ، تاریک و مخوف تبدیل کرد"

"نمی دانم شاه متوجه نیست که مردم درباره ی ازدواج شرم آور خواهرش فاطمه و هیلر چه می گویند ؟"

"[ شاه ] اگر با طرد اشرف ، فاطمه و احمد شفیق عرب و هیلر امریکایی افکار عمومی را تسکین ندهد عاصیان جان به لب آمده و کارد به استخوان رسیده ، قربانیان جنایت اشرف و احمد شفیق و خجلت زدگان اعمال فاطمه و هیلر ناچار خواهند شد برای حفظ استقلال و آبروی ایران برای حفظ قانون اساسی با کلنگ و داس ، تبر ، تیشه ، چکش ، چوب ، چماق ، سنگ و آجر به دربار حمله ور شده و کاری بکنند که ملت قهرمان و بزرگ فرانسه با دربار خود و بی اعتنا ء به افکار عمومی لوئی شانزدهم کردند . حال خود دانید با آتش و قهر و نفرت مردم ." شماره سوم دریده نامه شورش


مسعود بھنود  صداي بلبل:

مفتخرم براي كريم پورشیرازي و محمد مسعود احترام ندارم.  از پتیاره نويسي ھاي كريم پورشیرازي به عذاب مي آيم. از كريم پورشیرازي دلم مي خواھد سئوال كنم فلان شاھدخت بیست و چند ساله را به كدام دعوي آزادي خواھي -در میانه مبارزه مردم ايران با قدرت بزرگ زمانه و نھضت ملي كردن نفت - با   غیرقابل نقل ترين كلمات بدكاره خواندن شرط پاسداري آزادي است. دوبیتي« آب كرج » تا سال ھا در محلات بدنام به رنگ و ترانه خوانده مي شد به كدام معیار آزادي، در مطبوعه اي اذن انتشار داشت.


                                                  ---------------------------------------

محمدحسن سالمی:
افتخارات دکتر مصدق فقط به یکسال اول حکومتش بود که راه قانونی رفت و ملت یک دل ویک زبان پست سرش بود . جای او در دیوان لاھه محل دید ھمگان بود چون مصدق مردم بود ولی آن افتخارات در زمانی که از عجز در فیصله کار نفت شروع به بازیھای سیاسی کرد و بدون سبب بھمه دھان کجی کرد، به دکتر فاطمی مقالات و سخنرانی ھای تحریک آمیز دیکته کرد، با کریم پورشیرازی دزد پتوھای مدرسه نظام چھارشنبه ھا ناھار صرف میفرمود و مطالب روزنامه اش را ترتیب می داد و با لکه ننگی که به دامان خود برای ابد گذاشت.
                                        
                                                    ---------------------------------------

شبکه ایران-گروه تاریخ: صاحب نظران، یکی از دلایل اصلی شکست نهضت ملی را اختلاف میان رهبران آن می دانند و بر نقش دکتر مصدق در ایجاد و تعمیق این اختلافات تأکید دارند. در این بین، برخی مطبوعات افراطی و لجام گسیخته طرفدار دکتر مصدق (در پناه حمایت او) نقشی مهم در برافروخته کردن آتش این اختلافات داشته اند که روزنامه هتّاک «شورش» (متعلق به کریم پور شیرازی) یکی از برجسته ترین آنهاست.
محمود شروین که از نزدیکان آیت الله کاشانی بوده و ضمناً با دکتر مصدق نیز روابطی داشته و از فعالان نهضت ملی محسوب می شود، در همین باره خاطره ای خواندنی نقل کرده است:
 «در این گیر و دار که دسته های مخالف، به تبلیغات و اتهامات علیه یکدیگر برخاسته بودند، روزنامه های طرفدار دولت [مصدق]، مهار گسیخته نسبت به آیت الله کاشانی چه تهمت ها و نارواگویی ها که انتشار نمی دادند.
 روزنامه شورش کار جسارت و اهانت را به جایی رسانید که حتی مورد ملامت طرفداران دکتر مصدق قرار گرفت. در صفحه اول روزنامه شورش، عکس آیت الله کاشانی را ترسیم، پرچم انگلیس را بر عمامه آن زعیم روحانی نقش و ضمن مقاله، عباراتی چنان رکیک نوشته شده بود که زبان از تکرار آن شرم دارد.
 آیت الله کاشانی با دیدن آن مطالب سخت متأثر گردید. تلفن را برداشت و [ پس از تماس با دکتر مصدق] آقای دکتر مصدق را مورد گله قرار داد. من خود شاهد و ناظر بودم، آیت الله گفت: «جناب آقای نخست وزیر، گذشته از سوابق دوستی طولانی چگونه اجازه می دهید که در روزنامه شورش این چنین مرا مورد اهانت قرار دهند و پرچم انگلیس را بر عمامه من نقش نموده و در مقاله آن، کلمات شرم آوری نوشته شود؟ آقا، اگر من انگلیسی باشم شما هم قطعاً انگلیسی هستید، زیرا هر دوتای ما پیشگامان نهضت ملی بوده ایم، مگر آنکه نهضت اصالت ملی نداشته باشد.»
دکتر مصدق گفت: «آقا، روزنامه مال ملت است، این ملت است. [یعنی این ملت است که شما را انگلیسی می داند و شما را شایسته آن الفاظ رکیک می شمارد!].»
آیت الله کاشانی جواب داد: «آقا، کریم پور شیرازی در دربند یک ویلای دولتی دارد و ماهانه از بیمه، حقوق یک وزیر را دریافت می کند، به کمر اسلحه بسته و در برابر افراد پلیس روزنامه اش منتشر می شود و شعار داده می شود؛ باز هم می فرمایید ملت است [؟]»
خاطرات دکتر محمود شروین

                       ----------------------------------------

سی سال پیش در چنین روزی-زمانه: سعید بشیرتاش، ابراهیم نبوی

پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۵۷ برابر بیست و سوم فوریه ۱۹۷۹ میلادی
شاه کبریت کشید و کریمپور شیرازی را آتش زد
روزنامه اطلاعات در صفحه نخست به افشای شیوه قتل کریمپور شیرازی، روزنامه نگاری که گفته می شود توسط شاه آتش زده شد، پرداخت. در این خبر نوشته شده است: شاه کبریت کشید و باتفاق اشرف سوختن روزنامه نگار مبارز را تماشا کردند. براساس خبری که در این روزنامه منتشر شد، دکتر اسدالله مبشری وزیر دادگستری هنگام ورود به منزل آیت الله خمینی به خبرنگار اطلاعات گفت:
«اسنادی به دست آورده‌ام که نشان می‌دهد، کریمپور شیرازی روزنامه نگار آزاده و مخالف شاه، پس از کودتای 28 مرداد طی مراسم ویژه‌ای در جشنی که شاه برپاکرده بود، در برابر چشمان او، اشرف و گروهی از نزدیکانش به آتش کشیده شده است. دکتر مبشری افزود این مراسم وحشیانه به دستور شاه و برای انتقام گرفتن از کریمپور برپاشد، و ساعت‌ها ادامه داشت. دکتر مبشری در سخنان خود اشاره کرد که بزودی این اسناد را منتشر می‌کند.»

با گذشت سال‌ها هنوز هیچ کدام از حاضران در آن میهمانی در مورد این حادثه چیزی نگفته‌اند و سندی در این مورد منتشر نشده است.
----------------------------------------------------------------------------------------------

  کریمپور در کنار مصدق








  کریمپورشیرازی با لباس مبدل اخوندی دستگیر شد




واقعیت مرگ کریمپورشیرازی اززبان تنها شاهد عینی پرویز خطیبی عضو حزب توده

سوابق درخشان سیاسی و روانی و خودکشی

نقل از کتاب  "نگاهی به نهضت ملی ایران"  اثر سعید رهبر

















۲ نظر:

  1. احمقانه ترین شخم زدن تاریخ .... رابطه کریم پور شیرازی ، اشرف پهلوی و چهارشنبه سوری ؟
    (http://golhagolha.blogsky.com/1395/05/17/post-13/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AE%D9%85-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%9F)

    پاسخحذف
  2. DorOd ,, Kadpaan Mahdi Shmshiri Pajohesh-hye Arzande Dar morede (musadeg) darad

    پاسخحذف