۱۳۹۴ مرداد ۶, سه‌شنبه

ساواک ، شکنجه ، انکار در برابرمظلوم نمایی تروریست ها

این مطلب در مورد برنامه اخیر پرگاردرباره ساواک نگاشته شده است.

 مشکل شخص من با بعضی طرفداران گروه های خشونت طلب این است که هنوز به تقدیس خشونت خود مشغولند نه اینکه چرا به خشونت روی اوردند. هنوز برای پاسبان کشی و کشتن بی گناهان سالگرد می گیرند و جشن برپا می کنند. جانی مادرزاد بچه کش هنوز قهرمانشان است. الگوهایشان نسل کشانی چون چگوارا ، مائو و انور خوجه و استالین بودوبعضا هست!
در اینکه بسیاری از این جوانان(تاکید می کنم جوان به معنی خام و ارمانخواه) نیت پاک داشتند شکی نیست ولی افسوس که جو زمانه و رهبرانشان به بیراهه بردشان! جو آن دوران همین بود، یک تب بود و ربطی هم به دموکراسی و ازادی نداشت. بریگاد سرخ و بادرماینهوف وشین فن در کشور های مثلا ازاد بوجود امدند. اما اینکه در قرن ۲۱ هنوز فقط ساواک را بابت شکنجه محکوم کنیم و خود را از هرگونه خطا مبرا بدانیم و مظلوم نمایی کنیم، از نظر من قابل قبول نیست. اول از خودتان شروع کنید بعد به دیگران ایراد بگیرید!

اما بعضی ها که دم خروس نایاک اززیر عبایشان بیرون زده، کاسه داغتر از اش شده اند و اعتراضی به  قانونی کردن شکنجه در ج ا ندارند(تحت عنوان تعزیر)، اعتراضی به شکنجه  توسط امریکایی ها ندارند، اعتراض به کهریزک ندارند، اعتراضی به جنایات، بمب گذاری ها ، تصفیه های خونین درون گروهی وشکنجه های گروهک های تروریستی ندارند، اما نوک حمله شان طرف رژیمی است که دهها سال است که نیست! خوب باید یکجوری الطاف و حق رفت و امد را جبران کنند!
حال بپردازیم به گوشه هایی از ازادی خواهی و دموکرات منشی نمایندگان گروهکهای تروریستی و گروهک های متبوعشان:
------------------------------------------------
اولین تصفیه فیزیکی درسازمان

ترورجوادسعیدی
محمد جواد پورسعیدی (حلاج نسب)
جواد سعیدی در سال 1345 توسط محمد حنیف نژاد عضوگیری شد. در طول دوران فعالیت خود  تا ضربه شهریور  با افرادی چون حنیف نژاد ٬ دکتر محمد میلانی و احمد رضایی ارتباط داشت و چون در بازار تهران به کسب مشغول بود ٬
در گروه بازار و روحانیت ٬ فعالیت داشت و از محورهای مردمی جریان سازمان به شمار می رفت.  پس از ضربه شهریور ٬ سعیدی مخفی شد و تحت مسئولیت احمد رضایی و سپس محسن فاضل قرار گرفت.
منزل مخفی و سازمانی سعیدی اولین پایگاهی بود که رضا رضایی ٬ پس از فرارش٬ در آنجا مستقر شد و بیش از دو ماه در آنجا ماند. شاید اولین رگه های مخالفت سعیدی با سازمان ٬ بعد از برخوردهای مکرّر با  رضا پدید آمده باشد.
در اواخر زمستان 1351 در نشستی که رضا رضایی عضو مرکزی و رهبر سازمان نیز در آن حضور داشته و گویا نشست به دعوت وی تشکیل شده بود  بر اساس شواهد و قراین قطعی  مسئله اعدام سعیدی ٬ که قبل از آن نیز در مرکزیت مطرح شده
بود ٬ مورد اتفاق گرفت و تصویب شد. در تاریخ 16 مهر ماه 1352 محسن فاضل با سعیدی در تهران ملاقات نموده او را به بهرام آرام تحویل داد و بهرام هم وی را به خانه ای در خیابان حشمت الدوله هدایت کرد. طبق اظهارات وحید افراخته و سیمین صالحی و با جمع بندی مجموعه اطلاعات و قراین ٬ جواد سعیدی در زیرزمین خانه مزبور مورد اصابت گلوله ای از سوی یکی از  اعضای مرکزیت  با نام مستعار« علی » ( بهرام آرام ) قرار گرفت و پس از آنکه جسدش در یک کیسه برزنت پیچیده
شد ٬ به داخل اتومبیلی که بهرام آرام در آن بوده و رانندگی اش به عهده سیمین صالحی بوده منتقل گردید.

جسد به اطراف سرخه حصار ٬ اول جاده آبعلی ٬ برده و سوزانده شد و در چند نقطه دفن گردید.
جواد سعیدی همچنان تا سال 1357 تحت تعقیب ساواک بود

------------------------------------------------


دومین تصفیه فیزیکی سازمان
« مرتضی هودشتیان » قتل وشکنجه

..... محسن فاضل معتقد بود که این فرصت زیادی است و در این فاصله چه بساضرباتی ازناحیه این فرد و اطلاعاتی که به داخل رد کرده به سازمان وارد آید.
اصرار محسن فاضل ٬ دیگران و ازجمله تراب حق شناس وخود من راقانع ومتقاعدساخت و قرار شد تا بازجویی از وی دقیق تر صورت گیرد. در جریان بازجویی ٬ از آن جهت که وی در اثبات بی گناهی اش برخوردی کاملاً شک برانگیز داشت ٬موجب گردید که او را با « کابل » بزنند؛ و زدن کابل درحدی بود که پاهای وی کاملاً ورم کرده بود.هنگام ظهر بود که زدن قطع شد و قرار شدتا هنگام تلفن به داخل ٬ دیگر با او برخوردی صورت نگیرد. قبل از صرف ناهار یکی دو نفر او را به دستشویی بردند و بیرون در منتظر او بودند. وی در موقع نشستن بر سکوی مستراح فرنگی تعادل خود را از دست داده و می افتد وبچه ها او را گرفته و به اتاق می برند.
ساعت 2 بعدازظهر بود که یکی ازبچه ها به او سر می زند و می بیند که روی زمین افتاده و بلافاصله دیگران را خبر می کند؛ و ما همگی به بالین او رفتیم ودیدیم که تمام کرده است که به احتمال قوی خونریزی مغزی کرده بود. فردای آن روز که تلفن زده شد ٬ معلوم گردید که وی از هواداران سازمان بوده ولی... از مسائل سازمانی اطلاع چندانی نداشته است... تاریخ دقیق این جریان روز دهم آبان ماه سال 1353 می باشد

-
----------------------------------------------------------------


محمدحسین سبحانی:
نادر رفيعی نژاد يکی از زندان بانان و شکنجه گران سازمان مجاهدين است . وی از اعضای قديمی سازمان است که بعد از ٢٢ بهمن ١٣۵٧ به همراه رضا خاکسار و حسن محصل در دادگاه های انقلاب مستقردر زندان اوين به بازجويی و شکنجه سردمداران رژيم شاه مشغول بودند


--------------------------------------------




قسمتهایی از اخبار محرمانه نهضت به اصطلاح ازادی-۱۹۷۱

بسمه تعالي

خصوصي ـ براي انتشار نيست

خبر تازه. دوره دوم ـ شماره 2

نهمين كنگره سالانه انجمن اسلامي دانشجويان در امريكا و كانادا ـ اين كنگره به مدت 4 روز (3ـ 6 سپتامبر) برگزار گرديد. در حدود 600 نفر شركت كرده بودند. از 97 سازمان وابسته فقط34 نماينده شركت كرده بودند. مخارج انجمن به‌طور محسوس بالا رفته است (100000 دلار در سال). حداقل 52 درصد مخارج انجمن از منابع خارجي (ليبي ـ كويت ـ بحرين و عربستان سعودي) تأمين مي‌شود. وابستگي اقتصادي بدون شك همراه با وابستگي سياسي مي‌باشد. گردانندگان وابستگي سياسي را انكار مي‌نمايند. اما شواهدي وجود دارد كه حاكي از غير آنست
--------------------------------------------------------------------------
شخصي به نام لينيون كه وكيل است دوبار به ايران سفر كرد و گزارش‌هايي راجع به زندانيان سياسي ايران داد كه نسبتاً‌خوب بود. عوامل كنفدراسيون بلافاصله اطراف او را گرفته و از جواني و بي‌تجربگي و هم حس مقام دوستي او استفاده كرده سعي نمودند او را داخل كميته سارتر نموده و هنگام او عده ديگري را تا بتوانند سرنوشت كميته را در دست گيرند. اين عده روزي در خيابان جلوي سارتر را گرفته و توانستند حدود نيم ساعت با او صحبت كنند و مقداري دروغ به او تحويل دهند
---------------------------------------------------------

به رفیق ناصر شایگان گویا تکه‌ای نارنج[ک] خورده بود و کنار آتش افتاده بود و ناله می‌کرد. یک رفیق دختر نیز مثل اینکه تیر خورده بود و کنار آتش افتاده بود که به طرفشان تیراندازی کردم و شهید شدند.  رفیق ارژنگ نیز بعد از اینها شهید شد.

ناصر شایگان شام اسبی، ۷ ساله و ارژنگ شایگان شام اسبی، ۱۰ ساله
----------------------------------------------------------------






اندکی از عملیات شکوهمند ایشان



گوشه هایی از ازادیخواهی و دموکرات منشی:

۱۳۹۴ مرداد ۳, شنبه

گوشه هایی از آزادی خواهی و دموکرات منشی انقلابیون ۵۷!-اسناد

اول لینک های زیررا نگاه کنید:


http://yekavazi.blogspot.co.uk/2013/01/blog-post_4304.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2013/01/blog-post.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2012/11/1.html

http://yekavazi.blogspot.co.uk/2012/11/blog-post_22.html


-------------------------------------------------------------------------
انقلاب اسلامی سال ٥٧ آن ” آئينه ء حقيقت” ی بود که تماميّت وجود ما را عريان و آشکار ساخت ، به عبارت ديگر : انقلاب اسلامی ، تبلور عينی قرون وسطای مخفی و مخوفی بوده که در جان و جهان ما خانه کرده بود . متأسفانه بسياری هنوز نمی خواهند در اين ” آئينه ” بنگرند تا بر بی بضاعتی های فرهنگی و بی نوائی های سياسی ـ فلسفی خويش واقف شوند. افرادی که تمام ” کارنامه ” ی فکرى شان چيزی جز افزودن چند فحش و دشنام تازه به ” فرهنگ سياسی ” اين آب و خاک نيست و يا کسانی که ديروز حتّی خشتی برای مهندسی اجتماعی يا نوسازی جامعه ء ما نگذاشته اند و در عملکردهای سياسی ـ مطبوعاتی خويش نيز هيچگاه آزاده و دموکرات نبوده اند ، امروز چگونه می توانند طلبکار ” رضاشاه يا محمد رضا شاه ديکتاتور ” باشند ؟ -میرفطروس

------------------------------------------------------------------------------------





























                       
                      اطلاعیه جبهه ملی در حمایت از بلوای ۱۵ خرداد برضد اصول انقلاب سفید

















































































۱۳۹۴ تیر ۷, یکشنبه

حمید اشرف جانی بالفطره ای که به کودکان همقطارانش نیز رحم نمی کرد - سند

هشتم تیر ماه سالروز کشته شدن تروریست معروف ، استوره جنایت و آدم کشی است که حتی به کودکان همقطارانش نیز رحم نمی کرد! ببینیم و بخوانیم:
 در نشریه داخلی شماره ۲۲ دی ماه ۱٣۵۵ چریک‌ها صفحات ٣۵ الی ٣۹ آن رفتار هولناک از زبان حمید اشرف چگونه نقل شده است: 
به رفیق ناصر شایگان گویا تکه‌ای نارنج[ک] خورده بود و کنار آتش افتاده بود و ناله می‌کرد. یک رفیق دختر نیز مثل اینکه تیر خورده بود و کنار آتش افتاده بود که به طرفشان تیراندازی کردم و شهید شدند.  رفیق ارژنگ نیز بعد از اینها شهید شد.
ناصر شایگان شام اسبی، ۷ ساله و ارژنگ شایگان شام اسبی، ۱۰ ساله



























 گواهی پزشکی قانونی  مرگ هر دو را ناشی از شلیک به جمجمه اعلام کرده است.

«رفقای ما از کودک ۱۱ ساله تا پیرزن ۵۵ ساله با هر وسیله‌ای که در اختیارشان بود، رودرروی ماموران بی‌شمار دشمن ایستادند. ما به آن‌ها افتخار می‌کنیم.»


پاسبان کشی 

در گزارش شمارهٔ ۲۲۷ ساواک آمده است: «روز ۳۵/۲/۲۵» (۵۵) اطلاع حاصل شد که گروه چریک‌های به اصطلاح فدایی خلق قصد دارند بامداد ۲/۲۶ اقدام به یکسری خرابکاری نمایند. بر اساس این اطلاعات، اوایل بامداد روز موصوف دو باب از خانه‌های گروه واقع در تهران‌نو و کوی کن که از مدتی قبل مورد شناسایی قرار گرفته بود، محاصره و برخورد مسلحانه بین مامورین و ساکنان خانه تهران‌نو روی داد و مدت یک ساعت به طول انجامید، شش نفر از خرابکاران (۴ مرد و ۲ زن) معدوم و یکی از خرابکاران (حمید اشرف) که از ناحیه پا مجروح شده بود، توانست با استفاده از مسلسل دستی فرار و در میدان محسنی با رییس کلانتری قلهک و دو نفر از پاسبان‌های کلانتری برخورد و پس از کشتن آن‌ها با تعویض دو خودرو، خود را به یکی از خانه‌های امن تروریست‌ها واقع در خیابان شاهرخ برساند و از آنجا که خانه مزبور قبلا مورد مراقبت قرار گرفته بود لذا حضور خرابکار موصوف در آن خانه مشکوک بود و مقارن ساعت ۱۳:۳۰ همز‌مان با رسیدن مامورین برای محاصره خانه مذکور، تروریست مذکور همراه دو نفر دیگر از ساکنان خانه از راه پشت بام وارد یکی از خیابان‌های اطراف شده و سرنشینان خودرو کلانتری ۶ را مورد اصابت گلوله قرار داده و با استفاده از آن خودرو از محل متواری می‌گردند.

۱۳۹۴ تیر ۶, شنبه

ناگفته هایی درمورد بحرین


غليان احساسات ملي ايرانيان و «بدانسته باش» سخت انگلستان در قبال بحرين
در اين روز در سال 1331 كه احساسات ملي ايرانيان به غليان درآمده بود و دولت وقت (دكتر مصدق) تحت فشار قرار گرفته بود تا با توسل به هر وسيله از جمله نيروي مسلح، بحرين را به قلمرو وطن بازگرداند، دولت انگلستان با صدور يك «بدانسته باش» شديدالحن، به دولت ايران تاكيد كرد كه فراموش نكند كه بحرين تحت الحمايه انگلستان است و انگلستان در صورت لزوم از سرزمين هاي تحت الحمايه دفاع مسلحانه خواهد كرد.!.

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز
                                                                 -----------------------
دو ویدئو بسیار مهم


به عبارت دیگر: گفتگو با رضا قاسمی: از دقیقه اا


http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2012/06/120621_hardtalk_reza_ghasemi.shtml




سخنان مهدی شمشیری
داستان مستند و حقیقی‌ جدا شدن بحرین از ایران
http://www.youtube.com/watch?v=LvJ2OT9QIM0


----------------------




                                                                     




                                                                          ---------------------



فکر می کنید وزیر امور خارجه چه کسی بوده است؟









--------------------


۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

نوری زاد - نورچشمی که بی مهابا تازانده می شود!


جناب نوری زاد با استفاده از حاشیه امن و پروژه اپوزیسیون سازی جعلی حسن روحانی و خاتمی و خامنه ای و رفسنجانی بی مهابا تازانده می شود! حتی یکی از این جملات صادر شده از ایشان اگر از طرف غیرخودی ها گفته شده بود، سرنوشت سعیدی سیرجانی و ستار بهشتی در انتظارش بود و یا مانند پیروز دوانی چنان ناپدید میشد که " گویی که هرگز ز مادر نزاد"
ستار بهشتی انتقاد کرد مجوز دفنش صادر شد! سعیدی سیرجانی نامه نوشت مجوز قتلش صادر شد! پیروز دوانی قانون اساسی را زیر سوال برد و مجوز محوش صادر شد! اما این نوردیده هر چه میخواهد می گوید و مجوز نمایشگاهش صادرمیشود!


قانون مجازات اسلامی ایران/کتاب ۵ - تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده

ماده ۵۱۴ - هر کس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان ا... علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.


نوری زاد:
و یا اساساً مثل خود رهبری دست به جیب مردم برده باشند و پول مردم را به هرکجا گسیل فرموده باشند، و یا مثل خود رهبری امپراتوریِ افسانه ای و بی حساب و کتاب آستان قدس را به آخوند نابکاری چون واعظ طبسی سپرده باشند، و یا چون خود رهبری بر سرِ هر استان امام جمعگان بی سواد و حتی ام الفسادی چون حائری شیرازی و علم الهدی و سید احمد خاتمی و صدیقی و دری نجف آبادی و موسوی جزایری گمارده باشند، و یا مثل رهبری تشکیلات مافیایی و روبنده ای چون بنیاد مستضعفان و ستاد فرمان امام و هزار سوراخِ اقتصادی و غیر اقتصادی برای شخصِ شخیصِ خود آراسته باشند، و یا مثل رهبر، فساد و دزدی و دروغ و بیکاری و اعتیاد و ریاکاری و چاپلوسی را در جامعه ” نهادینه” کرده باشند، و یا مثل خود رهبر اعجوبه و عتیقه ای چون احمدی نژاد را بر سر مردم آوار کرده باشند، و یا مثل خود رهبر میخِ فضاحت هسته ای را به تابوت نسل های بر نیامده ی ما نیز کوفته باشند، و یا مثل خود رهبر، ترس و سانسور را با اعماق جان مردم آمیخته باشند، و یا مثل خود رهبر در اعدام و زندانی و آواره کردن معترضان و ناراضیان سهم و نقشی محوری داشته باشند، و یا مثل خود رهبر، ریز و درشت این کشور ملازده را به سرداران بی سواد و پخمه و دزد و آدمکش سپاه سپرده باشند، همچنان زندانی اند.
.
.
در اواخر همین ماه خردادی که در آنیم، نمایشگاهی از نقاشی هایم در تهران بر گزار می شود. از تک تک شما برای دیدن تابلوهایم دعوت می کنم. نشانی نمایشگاه را اوایل هفته ی بعد خواهم نوشت. تابلوهای دو نمایشگاه پیشین من عمدتاٌ طعمی از ” عشق” داشتند. 

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه

محمدصادق فاتح یزدی کارآفرین و خَیّر بزرگ ایران - ترور ۱۳۵۳ توسط سچفخا



محمدصادق فاتح یزدی 
(۱۲۷۷ یزد - ۱۳۵۳)از بزرگترین و ثروتمندترین  سرمایه‌داران ایران در سالهای پیش ازانقلاب ۵۷ بود. او مؤسس جهانشهر کرج و کارخانجات بسیاری چون جهان‌چیت در گروه صنعتی جهان بود. وی مالک مجموعه بزرگی از کارخانجات و املاک از جمله کارخانجات روغن نباتی جهان، جهان چیت، پتو بافی جهان، چای جهان، صابون جهان و تعداد زیاد دیگری از اموال منقول و غیر منقول بود و با سرمایه گذاری در بخشها و صنایع مختلف و ایجاد تعداد زیادی فرصت شغلی نقش بسیار مهمی را در اقتصاد کلان کشور و همچنین در عمران و آبادانی شهر کرج ایفا می کرد.
وی همچنین بنیان گذار تعدادی محله واقع در شهر کرج من جمله جهانشهر، کوی کارمندان شمالی، کوی کارمندان جنوبی، چهارصد دستگاه بود که مقدار زیادی از این زمین‌ها را میان کارگران و کارمندان کارخانه‌ها و شرکت‌های خود تقسیم نموده بود.  ایشان فعالیتهای زیادی در انجام کارهای خیر و عامل المنفعه داشته و از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ساخت ورزشگاه و یک باب زورخانه / مرکز فنی حرفه‌ای / سردخانه / بیمارستان / دانشکده اقتصاد / پارک / مدرسه در جهانشهر کرج / ساخت یک واحد خوابگاه به متراژ ۳۴۰۰ متر مربع در کوی دانشگاه در سال ۱۳۴۸ و به موارد بی شمار دیگر در سرتاسر ایران.
فاتح، کارخانه «جهان‌چیت» را در 1335 تاسیس می‌کند و سایر فعالیت‌هایش عبارتند از:

·        تاسیس کارخانه «روغن نباتی جهان» در سال 1336

·        تاسیس «کارگاه بافندگی خانوادگی» در سال 1341 (این کارگاه، به دنبال سختی زنان از کار کردن در محیطِ مردانه‌ی جهان‌چیت صورت می‌گیرد و در داخل محله چهارصددستگاه قرار داشته که بسیاری از زنان کارگر آن نیز ساکن همین محله بوده‌اند)

·        تاسیس کارخانه «یخ‌سازی جهان» در سال 1342

·        تاسیس کارخانه «روغن موتور جهان» در سال 1344

·        تاسیس «سردخانه میوه جهان» در سال 1344

·        تاسیس کارخانجات «پلاستیک‌سازی آرمه» در سال 1347

·        تاسیس «شرکت آبادانی جهان»
او در کشاورزی نیز فعالیت‌هایی دارد. از جمله احداث 150 هکتار باغات میوه و حدود 80 هکتار جنگل چوب‌های صنعتی و احداث 5 حلقه چاه عمیق است.
بنابر آنچه «کارنامه» نوشته، در سال 1347 تعداد کارگران و کارمندان مجموعه صنعتی و کشاورزی جهان در شهر کرج بالغ بر 3000 نفر بوده است. این افراد در نساجی، روغن نباتی، روغن موتور، پلاستیک‌سازی، یخ‌سازی، سردخانه، دامداری و کشاوزی اشتغال داشته‌اند. اگر بعد خانوار را در آن سال‌ها 5 نفر در نظر بگیریم یعنی هر خانواده شامل پدر، مادر و سه فرزند باشد، به این ترتیب، تنها در سطح شهر کرج حدود 15 هزار نفر از این مجموعه به صورت مستقیم ارتزاق می‌کرده‌اند. با توجه به گستره کشوری بازار محصولات این کارخانجات، این عدد در سطح ملی، بزرگ‌تر هم بوده است.
از دیگر فعالیت‌های فاتح، ساخت مدرسه و آموزشگاه‌ است. او دبستان فاتح را در 1335 و دبستان تعاونی جهان‌چیت را در 1343 احداث می‌کند که هر کدام شش کلاس داشته‌اند. علاوه بر کرج، دو دبستان دیگر نیز می‌سازد که یکی در تهران و دیگری در مهرآباد مشهد است.  ایجاد دو ساختمان پیکار با بی‌سوادی برای کارگران و ساکنین محل نیز با پی‌گیری و حمایت سندیکای کارگری انجام می‌گیرد. اما تاثیرگذارترین فعالیت او در این زمینه، احداث «آموزشگاه حرفه‌ای فاتح» است که امروز به نام مرکز آموزش فنی و حرفه‌ای شناخته می‌شود.
درمانگاه راست‌روش فعلی و مسجد جامع چهارصد دستگاه نیز از دیگر ساخت و سازهای خدماتی او در 400 دستگاه است. دیگر کارهای خدماتی او در جهانشهر عبارتند از اهدا زمین و مبلغ یک میلیون ریال جهت ساخت بیمارستان شهید مدنی(شیروخورشید سابق)، اهدا زمین ساختمان هلال احمر(شیروخورشید سابق)، ساخت کافه جهان، اهداء زمین برای قبرستان حاجی‌آباد و ساخت زورخانه فاتح. ساخت مسجد رسول اکرم نیز که پس از فوت او به پایان می‌رسد با اهداء زمین و تخصیص یک میلیون و 500 هزار ریال اعتبار توسط او انجام می‌گیرد...............
و چنین مردی در سال ۱۳۵۳ توسط جانیان سازمان تروریستی فدائیان خلق ترور شد









۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

رامین جهانبگلو: رضا شاه نقش منفی در تاریخ معاصر داشته - پاسخی به قلم سعید نفیسی


امان از دست اقلیت خائن و اکثریت نا اگاه. تاریخ دان برجسته که مسعود بهنود وفیلسوف کبیر مان که رامین جهان بگلوباشند، عجیب نیست که بی بی سی برای ما تعیین تکلیف و تاریخ جعل کند. رامین جهانبگلو: "رضا شاه نقش منفی در تاریخ معاصر داشته". 



از دقیقه  10:50






 اینهم پاسخی به قلم سعید نفیسی

برگرفته از کتاب تاریخ شهریاری استاد سعید نفیسی منتشر شده در سال ۱۳۴۵