یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش.

گر حکم شود که مست گیرند...در رابطه با اسلام گرایی شاه ، مصدق و ...-عکس+سند

دهها سال است که کنسرسیوم جعل و دروغ به قصد تفرقه به تحریف تاریخ معاصر پرداخته اند. در اینجا به یک تهمت مزورانه انها در مورد اسلام پناهی و خرافه گرایی خاندان پهلوی پاسخ داده خواهد شد. ابتدا تفاوت دین و مذهب و نیز دیندار و مذهبی را باید دانست .بقول نوری علا:
دين مفهومی آسمانی و آن جهانی است حال آنکه مذهب مفهوم زمينی و اين جهانی دارد. بعبارت دیگربا تبدیل دین به دکان ، مذهب ایجاد شده و دکاندار را مذهبی می گویند. مذهبیون دین را در دولت و سیاست دخالت می دهند . بااسناد و استدلالات زیر نشان داده خواهد شد که محمد رضا شاه دین دار سکولار بود و و نیز نشان داده خواهد شد که چه کس یا کسانی مذهبی بوده اند.

۱- ادعای نامعقول و غیر مستند گسترش حیرت اور تعداد مساجد در زمان شاه در اینجا بطور مستند پاسخ داده شده است

۲- اصل اول متمم  قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ شمسی:

مذهب رسمی ایران اسلام و طریقة حقه جعفریه اثنی عشریه است باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد.

بنابراین  پادشاهی که باید دارا و مروج این مذهب باشد ، برطبق قانون موظف به اشاعه دین بر اساس قانون اساسی مشروطه بوده است.

۳- شاهان پهلوی با معطل نگهداشتن اصل دوم متمم قانون اساسی، تهمت مغرضان را بی اساس کرده اند. در این اصل شو رای نگهبان در نظر گرفته شده که مصوبات مجلس را  با شرع مطابقت داده ، رد یا تایید میکنند! و« رأی این هیأت علماء در این باب مطاع و متبع خواهد بود».
اگر این اصل رعایت میشد حکومت اسلامی از بدو پادشاهی پهلویها تشکیل شده بود. شاید هم ایراد و ناراحتی کنسرسیوم جعل و دروغ در عدم رعایت قانون اساسی توسط پهلویها، همین مورد باشد!

اصل دوم
مجلس مقدس شورای ملی که بتوجه و تأیید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثر‌الله امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسة اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی‌الله علیه و آله و سلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهدة علمای اعلام ادام‌الله برکات وجودهم بوده و هست لهذا رسماً مقرر است در هر عصری ازاعصار هیئتی که کم‌تر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع ازمقتضیات زمان هم باشند باین طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه اسلام بیست نفر از علماء که دارای صفات مذکوره باشند معرفی بمجلس شورای ملی بنمایند پنج نفر از آن‌ها را یا بیش‌تر بمقتضای عصر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق یا بحکم قرعه تعیین نموده بسمت عضویت بشناسند تا موادیکه در مجلسین عنوان میشود بدقت مذاکره و غور رسی نموده هریک از آن مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشد طرح ورد نمایند که عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیأت علماء در این باب مطاع و متبع خواهد بود و این ماده با زمان ظهور حضرت حجت‌عصر عجل‌الله فرجه تغییر پذیر نخواهد بود.

۴- عملکرد شاهان پهلوی کاملا نشان از سکولار بودن انها دارد. که به تعدادی اشاره میشود:
-کشف حجاب
-گسترش مدارس جدید و بستن مکتب خانه های تحت اداره اخوندها
-دادگستری عرفی
-رشد، ازادی و پیشرفت اقلیتهای مذهبی(دراین مورد کتاب درد اهل ذمه بسیار راه گشاست)-بسیاری ازمقامات بلند پایه کشوری و لشگری و اقتصادی از اقلیت بهايی بوده اند. مانند فرخ رو پارسا اولین وزیر زن در ایران، دکتر ایادی پزشک مخصوص شاه، صنیعی از امرای ارتش، ثابت پاسال و هژبر یزدانی بزرگترین سرمایه داران ایران
-ایجاد و رشد تصاعدی مراکز اموزشی و اموزش عالی
-انقلاب سفید و بخصوص حق رای و انتخاب شدن زنان، و قسم اهل کتاب به کتاب خودشان
-سرکوب بلوای ۱۵ خرداد ۴۲ و مذهبیون
-قوانین حمایت از خانواده
-جلوگیری زیرکانه از هولوکاست بهائیان
-ایجاد تعداد بسیار زیاد سینما ، دیسکو ، کاباره ، تئاترو مدارس مختلط و...
-حذف مذهب از اگهی های استخدام ارتش





نکته مهم در این رابطه این است که مبلغین اصلی «اسلام پناهی شاه»، بخش «امام زاده »  ساز کنسرسیوم جعل و دروغ هستند که همواره پشت امام زاده معصوم و دیگر بت های شان سنگر گرفته و ازانها هزینه میکنند.
بگذارید قدری از واقعیتها را در مورد مذهب گرایی امام زاده و بت هایشان نشان دهیم. اجازه بدهیدابتدا ازنوع استدلال خودشان برعلیه خودشان استفاده کنیم یعنی مستندات تصویری وسپس اسناد عملکرد انها را در دوران وزارت و وکالت نشان داده وقضاوت  را بعهده خوانندگان  واگذار می کنیم:

۵-مذهبیون واقعی



وصیت نامه مصدق و تخصیص بودجه برای خرید نماز وروزه و حج :هرچه باقی ماند، برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند 





























پایان نامه مصدق السلطنه تحت عنوان  وصیت در شیعه



عملکرد 
سخرانی ایشان در مجلس پنجم
 عقیده ما مسلمین این است که حضرت رسول اکرم وپیغمبرخاتم صلی الله علیه وآله وسلم پادشاه اسلام است وچون ایران مسلمان است لذا سلطان ایران است





تصویب قوانین مذهبی در مجلس تحت حاکمیت جبهه ملی و با مشاوره نماینده دولت








از بیانات دکتر مصدق در مجلس



دکتر مصدق بدنبال استفتاء و اثبات مذهبی بودن

-مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ نشست ۱۴۵

بیانات آقای نخست وزیر 

یکی از شبها خواب دیدم که شخصی نورانی به من گفت دکتر مصدق برو و زنجیرهایی که به پای ملت ایران بسته‌اند پاره کن این خواب سبب شد که مثل همیشه من به حفظ جان خود کوچکترین اهمیتی ندهم و دو ماه تمام نشده در کمیسیون حاضر شوم و وقتی که به اتفاق آراء ملی شدن صنعت نفت از کمیسیون گذشت قبول کردم که حرف آن شخص نورانی غیر از الهام چیز دیگری نبوده‌است

-"دکترمصدق در برابر رئیس دادگاه که تلاش می‌کرد وی را به خاطر تخریب مجسمه‌ها در آخرین روزهای دولتش مورد بازخواست‌ قرار دهد گفت‌: شخص بنده به هیچ وجه عقیده به مجسمه نداشته‌ام و مجسمه در قانون شرع ما حرام است‌... صاف و صریح عرض می‌کنم که من ‌با مجسمه نه فقط از این نظر که خلاف مذهب است و من فرد مسلمانی هستم که باید تبعیت از مذهب خود بکنم بلکه شخص خودم به هیچ وجه‌ من الوجوه به مجسمه عقیده نداشتم‌.... و خدا را شهادت می‌گیرم که من به‌ مجسمه نه عقیده دارم و نه آن را موافق شرع می‌دانم‌خواب آشفته نفت‌، از کودتاي 28 مرداد تا سقوط زاهدي‌، (تهران‌، نشرکارنامه‌، 1383) ص 230
اما نکته این است که ایشان که مخالف مجسمه بوده چر این مخالفت  فقط شاملمجسمه های خاندان پهلوی میشده؟ سحابی میگوید در اتاقش در احمد اباد مجسمه گاندی نگه میداشته ضمنا میگوید:در زمان دکتر مصدق برای اولین بار در تاریخ ایران، مذهب در دولت و در تشریفات دولتی وارد شد

-دکتر مصدق‌[ در زمينه اجراي منويات مذهبي و تعميق هويت ديني‌، اقداماتي انجام داد که مي‌توان به نمونه‌هايي از آن اشاره کرد. در چهارده ‌خرداد 1330 بخشنامه‌اي در باره رعايت مقررات مذهبي در ماه مبارک‌ رمضان صادر کرد که در روزنامه اطلاعات‌ همان روز چاپ شده است‌. همچنين ‌در امر عزيمت حجاج به مکه معظمه دولت اقداماتي انجام داد که مورد تشکر عالمان ديني قرار گرفت‌. از جمله آيت الله چهارسوقي اصفهاني طي نامه‌اي که براي جرايد از جمله روزنامه اطلاعات فرستاد، از دولت به‌ واسطه توجهي که به امر زايران مکه معظمه به عمل آورده‌، تشکر و سپاسگزاري کرد. همچنين از همين سال‌، يعني سال 1330 روز وفات امام‌ جعفر صادق (ع‌) تعطيل رسمي اعلام شد. علما بيانيه‌هايي صادر و تشکر کردند و در جرايد چاپ شده است‌. از جمله مرحوم آقا شيخ بهاءالدين ‌صدوقي همداني در اين ارتباط تشکر کرد که در روزنامه اطلاعات ششم‌ مرداد 1330 چاپ شده است‌. در 23 مرداد قانون منع پياله فروشي را لازم‌الاجراء کرد. يعني از اين تاريخ ديگر امکان پياله فروشي نبود. دکتر مصدق‌ با استفاده از اختيارات خود، قانوني را تصويب کرد به اين شرح که «دولت ‌مکلف است از تاريخ تصويب اين قانون به فاصله شش ماه ورود و تهيه و خريد و مصرف کليه نوشابه‌هاي الکلي و همچنين تهيه و خريد لول ترياک و مشتقات آن و نيز کشت خشخاش را از سال 1333 به بعد در سراسر کشور ممنوع سازد به استثناي مصارف طبي و صنعتي‌.[. دوره دکتر مصدق اوج‌ حضور عالمان ديني در امور سياسي و اجتماعي به شيوه غير ابزاري است‌.. مصدق‌، دولت ملي و کودتا  ص 417-411
مرحوم سید باقر خان کاظمی که وزیر خارجه بود، مشروب را از تمام مهمانی های سفرا به طور کلی از سفارتخانه ها، وزارتخانه ها، چه سفارتخانه های ایران در خارج و چه در مراسم وزارت خارجه در داخل کشور حذف کرد ولو این که مهمان خارجی داشتند. سحابی
-مصدّق تاریخ تشکیل جلسۀ شورای امنیّت سازمان ملل متحد در نیویورک را برای رسیدگی به شکایت دولت انگلیس علیه ایران (به علّت همزمانی با ایّام عزاداریِ تاسوعا و عاشورا) ۳ روز به تأخیر انداخت

شیخ باقر نهاوندی(از وعاظ قدیمی و معروف دهه ی سی و چهل تهران)  نقل می کرد که قبل از نخست وزیری و بعدها در ایام محرم در منزل دکتر مصدق برنامه روضه خوانی داشتند. ایشان می گفت:

(( مجلس روضه بود و من می رفتم و روضه می خواندم. در دوران نخست وزیری دکتر مصدق طبق معمول رفتم و باز هم مشغول ذکر مصیبت شدم. خانم مرحوم دکتر آمد و با ناراحتی به من گفت: آقای نهاوندی بس است دیگر ادامه ندهید! گفتم خانم مگر چه شده؟ گفت آقا حالش بهم خورده. گفتم: من نمی دانستم که آقای دکتر هم در اینجاست در واقع او هنگام ذکر مصیبت در اتاق دیگری تنها نشسته و به روضه گوش می داده است. مرحوم آقا شیخ باقر ادامه داد که من رفتم نزد ایشان و علت بهم خوردن حالش را سؤال کردم.
دکتر گفت: داشتم به این فکر می کردم که اگر به همراه این جمعیت که پشتیبان نهضت است در کربلا در خدمت حسین بن علی (درود خدا بر او باد) بودیم چگونه می شد، که یاد مصیبت های آن بزرگان مقداری حالم را متأثر و دگرگون کرد. 
منوچهر کدیور، اصلاح طلبان ناکام، تهران، انتشارات کویر، 1380، صفحه ی 332

- امروز در مملکت ما اصل اسلامیت اقوا است زیرا که یک مسلمان حقیقی تسلیم نمی شود مگر اینکه حیات او قطع شود.نطق‌ها و مکتوبات مصدق،انتشارات مصدق،ج 7، صفحه 45

-بیایید از مسلمانی و آداب آن برای بر حق بودن اسلام نه برای میل این و آن پیروی کنیم و به لوازم آن تنها از ترس خدا و معاد و نه مقتضیات دنیوی و سیاسی عمل نماییم. سیاست موازنه منفی در مجلس 14،حسین کی استوان،انتشارات روزنامه مظفر، بهمن 1329،جلد 2،،ص 75

-خدای را شکر که به مدد ارواح طیبه اولیای اسلام و پشتیبانی و فداکاری ملت ایران برای همیشه گریبان خود را از چنگال دشمن خلاص کردیم. مصدق؛ سال‌های مبارزه و مقاومت، نجاتی، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم، 1378،ج 2، ص 201

-در جلسه ی هفدهم دادگاه بدوی اش، در تاریخ شنبه 7 آذر 1332،:

(( قبل از اینکه به جواب تیمسار محترم مبادرت کنم باید عرض کنم: اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله. [در این موقع دکتر مصدق از جای خود بلند شد] این شهادتین است که تمام مذاهب اسلام باید بگویند، یعنی حنفی و شافعی و حنبلی و مالکی. این چهار مذهب تسنن و همچنین هر کس که مسلمان است این شهادتین را باید بگوید. یک شهادت هم مال مذهب شیعه است: اشهد ان علیا ولی الله.من در این دادگاه اقرار می کنم که مسلمان و شیعه اثنی عشری هستم. مسلک من مسلک حضرت سید الشهدا است. یعنی آنجایی که حق در کار باشد، با هر قوه ای مخالفت می کنم؛ از همه چیزم می گذرم. نه زن دارم، نه پسر دارم، نه دختر دارم؛ هیچ چیز ندارم مگر وطنم را در جلو چشمم دارم. [در این موقع دکتر مصدق به گریه افتاد] رسول اکرم فرموده است: «قُم فَاستَقِم» ــ بایست و مقاومت کن. البته نفرموده است: «بدون مطالعه مقاومت کن. وقتی دیدی موضوعی بحق است بایست و مقاومت کن.» حالا من پیروی از مولای خودم را که در یک عمر کرده می کنم؛ و تا نفس دارم، دنبال عقیده صحیح خود هستم. )) کتاب مصدّق در محکمه نظامی اثر جلیل بزرگمهر تهران انتشارات نیلوفر 1369 صفحه 413

‏۱۹ نظر:

  1. حاجی این مصدق چه بر سر شاه نگون بدبخت اورد گه هر روز روح او را حاضر میکنید
    حاجی مصدق خب مسلمون بوده هرچند خمینی دیوانه گفت کافر بوده و مسلم نبود و لی کی دکتر مصدق گفت گمر بسته امام غریب بدبخت هست کی گفت که امام زمان انگشت به ماتختش کرده و نجاتش داد یا عباس بی دست اورا از افتادن اسبد رهایی داده این ممد رضا شاه بی عقل بود بی شعور بود درحالیکه خیال میکرد بیش از همه میفهمه هم خودش را بدبخت کرد هم ملتش را کمی انصاف داشته باشید و دنبال ممحد رضا شاه ها نرودید این توهین بهشعور خودتان هم هست موفق باشید

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. در مورد شعور،لطف کنیداز چیزی صحبت کنید که حداقل بهره ای از ان داشته باشید.

      حذف
    2. Be jaye pasokh ba toohin kardan javab midahid. . Hata akhoondha mesle shoma raftar nemikonand

      حذف

    3. دوست گرامی
      کامنت مورد نظر از نظر شما قابل پاسخ است؟ اینکه اخوندها مثل ما رفتار نمی کنند، کاملا صحیح است انها مثله میکنند!

      حذف
  2. شما که عکس دکتر فاطمی رو در حرام گذاشتید بد نیست عکس محمدرضا شاه رو در حال احرام نشان دهید. مصدق، فاطمی، و محمدرضا شاه همه خود را مسلمان خطاب کردند. ما همه رو باتوجه به عملشون قضاوت می‌کنیم و نه وصیت نامشون.. مصدق به مردمش خدمت کرد ولی‌ محمدرضا شاه با جلوگیری از پیشرفت دموکراسی‌ مردمش را بدبخت کرد. البته هم مصدق اشتباهاتی داشته هم محمد رضا شاه محاسنی. اینکه تمام زحمات دکتر فاطمی و مصدق رو ندیده گرفتید شرم آواره..بد نیست به جای توهین به بقیه کمی‌ انصاف داشته باشین و حقایق رو بپذیرید. در ضمن قتل دکتر فاطمی یکی‌ از بزرگترین جنایت و اشتباهت محمدرضا شاه بود. می‌کنم جملاتش رو قبل از عدم بخوانید

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ان جملات را برایش ساخته اند. وگرنه موقع دستگیری جاوید شاه میگفت و قبل از دستگیری با چادر فراری بود! تو دادگاه هم به التماس افتاده بود. بروید صورت جلسات دادگاه را بخوانید!
      به افسانه فاطمی در اینجا مستند پاسخ گفته شده است.
      http://yekavazi.blogspot.co.uk/2012/11/blog-post_6018.html
      سید حسین فاطمی - راسپوتین ایرانی
      فاطم یقصد براندازی داشت و عضو سازمان نظامی حزب توده بود. اگر پیروز شده بودالان برای شاه مرثیه می خواندید!

      مصدق و مصدقیون مملکت را به این روز انداختند تاریخ چند بار به انهافرصت داد و هر بار نشان دادند که پر از تهی هستند. ۱۳۲۹-۱۳۳۲، ۱۳۳۹-۱۳۴۱ و در بلبشو ۵۷

      حذف
  3. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  4. ناشناس، چرا از این زاویه نگاه نمیکنی که این شاه نبود که خودش و مردمش رو بدبخت کرد، بلکه این مردمش بودند که هم خودشان و هم شاهشان را بدبخت کردند، شاهی که جز سر بلندی و سعادت برای مردمش چیزی نمیخواست، در مورد سیاست هم از شوروی و همین مذهبیون میترسید که محیط را بسته نگاه میداشت و چه بسا اگر ما ملت کمی درایت میداشتیم بجای شورش به کمی اصلاحات رضایت میدادیم و صبر پیشه میکردیم مطمئنم بعد از فرو پاشی روسیه وزع سیاست هم بهتر و آزادتر میشد.اگر منظورت این است که چرا شاه جلوی خریت ملتش را نگرفت شما از او نمیتوانید این را بخواهید، او به وظیفه شاهی خودش عمل کرد و به خواسته مردمش گوش داد و گفت ای مردم من صدای انقلابتان را شنیدم بیاید در این موقعیت خطیر همگی به ایران فکر کنیم ولی ما ترجیح دادیم به صدای خمینی شیطان صفت دجال گوش کنیم، یا شاه باید همانند قذافی و بشار اسد رفتار میکرد یا عاقلانه ترین راه را انتخاب میکرد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من باشما موافقم که مردم اشتباه کردند ولی‌ لطفا توجه کن که بسیاری از انقلابیون جمهوری اسلامی نمی‌خواستند بلکه آزادی سیاسی می‌خواستند. از نظر بنده هدف هیچوقت وسیله رو توجیه نمی‌کنه. من موافقم که شاه سعادت مردمش رو می‌خواست ولی‌ بسیار اشتباه کرد. اگر اجازه میداد از صندوق‌های رای نمایندگان واقعی‌ مردم بیرون میومدند. اگر قانون اساسی‌ رو عوض نمیکرد و به خودش اختیار انحلال مجلس رو نمیداد، اگر همین حرفی‌ رو که شما زدید( من صدای انقلاب شما را شنیدم) زود تر بهش عمل میکرد. دلیلی‌ وجود نداشت که مردم انقلاب کنند. اگه همون بختیار رو ۵ سال زودتر از زندان آزاد میکرد و از اختیاراتش کم میکرد انقلاب نمی‌شد.
      مردم آزادی سیاسی می‌خواستند و یه روبه مثل خمینی فریبشون داد. اگر این آزادیا‌ها رو بهش میداد الان حال و روز من و شما این نبود. لطفا قبول کنید که او هم اشتباه کرد، مردم هم اشتباه کردند. هدف وسیله رو توجیه نمی‌کنه. همون کاری که ساله ۵۷ کرد ۱۰ سال دیر انجام داد.. البته نکته مثبت این بود که با این جمهوری جوونهأی مثل من اسلام واقعی‌ رو شناختند.. انقلاب بعدی دیگه مردم فریب نخواهند خورد. تفاوت نظر من با شما این هست که من آزادی و دموکراسی‌ و سکولاریسم می‌خواهم و الزاماً اینها رو در پرتو یک شخص شاه، رهبر، مصدق یا هر کس دیگه نمی‌بینم.

      حذف

    2. دوست گرامی
      این حرفها روضه های همیشگی است و یک طرف قضیه است. شما حرفهای طرف دیگر را شنیده اید؟ این جمله بسیار معنی دار است«شما نخست وزیر میبرید و می اورید تیرش را من میخورم»
      یا شاه از میزان مخالفتهای مصدق و دار و دسته اش در مجلس با دولت های وقت و فلج کردن کشورو از شکایتهای مجلس و دولت از همدیگربه ایشان عاجز شده بود. اگر بر طبق فرمایشات اقایان شاه در مملکت مشروطه هیچ کاره است، پس اینهمه انتظار و شکایت به ایشان چه معنی داشت؟

      برخلاف نظر شما مردم ازادی سیاسی نمی خواستند که انرا در ۵۶ نسبی و در ۵۷ کامل داشتند. مردم اسلام وامام را میخواستند وگرنه از دکترمصطفی رحیمی حمایت میکردند! یا زمانی که خمینی گفت «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه بیش« یا«ملت ما برای اسلام قیام کرده نه برای خربزه» و یا«اگر سی میلیون بگویند اری من می گویم نه» باید تو دهنش میزدند

      حذف
  5. برای من و شما خیلی راحت هست که بگیم شاه باید این کار را میکرد یا اون کار را میکرد چرا که پایان همه اتفاقات و داستانها را حالا میدانیم ولی او آنزمان نه امکانات حالای ما را در اختیار داشت و نه از یک ساعت بعد سرنوشت کشور و مردمش خبر داشت و مسولیت و ناخدای همه اتفاقات هم شخص او بود و از حق نگذریم ۳۶ سال کارنامه خوبی هم اراعه داده بود، ولی در رابطه با آزادی سیاسی هم شاید، شاید، در شرف اتفاق بود، به هر روی من فکر نمیکنم این فقط شما باشید که بدنبال دموکراسی و سکولاریسم و البته آزادی باشید، این آرزوی خیلی از جوانان ایرانی و از جمله خود من و همفکران من هست،منتها هر کداممان جواب مساله رو از از یک راه متفاوت دنبال میکنیم، چه بسا آزادی و دموکراسی که ما بدنبال ان هستیم و برای آینده ایران میخواهیم به شرایط اقلیمی و تاریخی ایران مناسبتر و قابل اجرا تر باشد، و تازه این من و شما نیستیم که باید تصمیم بگیریم اگر قرارمان به دموکراسی باشد نوع نظام را هم میتوان به رفراندم گذاشت و خود مردم نوعش را تعین کنند.

    پاسخحذف
  6. مصدق آدم زمان خودش بود در آن دوره که اکثریت مردم روستا نشین بودند و به شدت تحت تاثیر آخوندها . رییس دولت توان مبارزه با آنها را نداشت .شاه هم همینطور .امروز به یمن وسایل ارتباط جمعی و گسترش شهر نشینی تشکیک های زیادی به احکام دینی صورت میگیرد (البته هنوز در شهرهای کوچک تابوهای زیادی وجود دارد و گفتن خیلی حرفها در خلوت صورت میگیرد چون آخوندها قادرند با تحریک مردم کم سواد آنها را به جان گوینده بیندازند). بنابراین پرداختن به مسایل بالا دردی از جامعه امروز درمان نمیکند . اما در مورد شیوه حکومتداری در زمان شاه اظهر من الشمس است که ایشان در ابتدای حکومتش آدم بدی نبود ولی به تدریج به دیکتاتوری و استبداد رو آورد که خود اطرافیان آن زمان هم علاوه بر نفس شخصی در دیکتاتوری ایشان بی تاثیر نبودند . در جوامع شرقی هر کس به حکومت برسد و قانون اساسی از چند جهت دست و پای او را نبندد بزودی به دیکتاتور تبدیل میشود و افراد فاسد او را احاطه میکنند تا زیر چتر حمایتی اش به فساد بپردازند . لذا در این جوامع بهترین افراد در طی چند سال توسط دور و بری هایشان به مستبدترین افراد تبدیل میشوند . آقای رضا پهلوی اگر رسما در رسانه ها و همینطور کتبا به دیکتاتوری پدرش اقرار و از آن انتقاد کند و از ادعای پادشاهی رسما کوتاه بیاید و برای آزادی مطبوعات و رسانه ها تضمین بدهد . به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری با اختیارات محدود و دوره حداکثر چهارساله و حد اکثر دو دوره میتواند گزینه مناسبی در آینده باشد . در غیر این صورت جایگاهی در آینده سیاسی ایرانیان نخواهد داشت و برای برگشتن به ایران و فعالیت سیاسی فقط به کمک کشور های خارجی باید متکی باشد . آنچه از فعالیت سلطنت طلبان به نظر میرسد اینست که ساعت بسیاری از آنها در چهل سال قبل خوابیده و هنوز از گذشت روزگار درس نیاموخته اند و در آرزوی برگشت جامعه به عقب و تاجگذاری و مراسم دوهزار و ...هستند.البته انصافا اصلاحات ششم بهمن شاه مفید بود و خانم فرح هم خوشنام بود.

    پاسخحذف
  7. نوع دموکراسی شما از همینجا پیداست که کشور ایران را در آینده جمهوری دیدید، و رضا پهلوی را یک دوره چهار ساله ریس جمهور با اختیارات محدود، و در غیر اینصورت جایگاهی در آینده هم نخواهد داشت، در این دموکراسی شما مردم چکاره اند و رفراندم چه نقشی را بازی میکند دوست ناشناس گرامی، آمدیم و مردم ایران چیز دیگری خواستند البته از اینکه مانند بعضیها محمد رضا شاه را سیاه و سفید نمیبینید و خوب و بد او را میگوید باز هم جای تقدیر دارد ولی بنده فکر میکنم نوع نظام آینده در رفراندمی میتواند توسط خود مردم انتخاب شود چه بسا آنها دوست داشته باشند پادشاهی را برگزینند، پادشاهی پارلمانی معنایش دیکتاتوری نیست اگر اینطور باشد جمهوری هم میتواند دیکتاتوری باشد. چرا تا نام پادشاهی به میان میاید صحبت از بازگشت به گذشته است، من میگویم این میتواند به جلو رفتن باشد و همه ان بستگی به قانون اساسی است که گذاشته خواهد شد، و این در نظام جمهوری هم همینطوراست، مگر در ایران الان در چه نظامی حاکم است؟ پس اگر شما صحبت از جمهوری میکنید منظورتان بازگشت به نظامی همانند جمهوری اسلامی است؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جناب نادر افشار گرامی جمهوری به معنای حکومت جمهور مردم است . البته دیکتاتوری های فراوان تحت نام جمهوری وجود دارد .همینطور بسیاری از دموکراسی های اروپایی پادشاهی مشروطه اند اما شرایط کشور ما فرق میکند به محض اینکه صحبت پادشاهی به میان آید که دایمی و موروثی است . مافیاهای فاسد گرد آن جمع میشوند تا زیر چتر آن کار خود را بکنند و از طرق مختلف سعی میکنند قوانین را تغییر داده پادشاه مشروطه را به دیکتاتور ی که ارگانهای زیر مجموعه آن قابل بازرسی و حسابرسی نباشد تبدیل کنند . در جمهوری مورد نظر من که دو دوره آن حد اکثر 8 سال است این مافیا فرصت تنیدن تار و پود خود و ریشه گرفتن پیدا نمیکند بهر حال حزب یا گروه و فرد جدیدی پیدا میشود و انتخاباتی که ضمن رقابت های انتخاباتی بسیاری از مسایل پشت پرده رو میشود . یادمان باشد اینجا کشور جهان سومی است که همواره زیر سلطه دیکتاتورها بوده و دموکراسی هرگز فرصت نهادینه شدن پیدا نکرده .مطبوعات همواره آسیب پذیرترین نهادها بوده اند . من با رفراندوم برای انتخاب نوع حکومت مخالف نیستم ولی مخالف هرگونه حکومت موروثی ( انتقال قدرت از طریق اسپرم)عستم . از نظر من حکومتی مناسب است که با کمترین هزینه بتوان آنرا تغییر داد در حکومت های مادام العمر رییس حکومت فرصت کافی دارد نهادهای امنیتی و قدرتی را در اختیار بگیرد و به هیولای زورگو تبدیل شود .اگر شما ساکن ایران باشید و با مردم حشر و نشر داشته باشید قطعا پی خواهید برد که پادشاهی بین مردم زمینه ای ندارد و در هیچ رفراندم آزادی ( به جز رفراندم با کمک نظامیان خارجی که کشور را اشغال کرده باشند ) مردم به پادشاهی رای نخواهند داد. این مردم درهیچ دوره تاریخ فرصت چشیدن مزه آزادی را نداشته اند اگر واقعا منافعی در حکومت شاهنشاهی برایتان نیست و صادقانه نظر میدهید به مطالب بالا توجه فر مایید.

      حذف

    2. دوست گرامی
      فرمایشاتتان متین اما:
      با توجه به فرمایشات شما چه تضمینی هست که جمهوری مورد نظر شما تبدیل به جمهوری موروثی یا دیکتاتوری نشود؟ قسمت اعظم کشورهای شبیه ایران حکومت جمهوری دارند که نیاز به توضیح ندارند! انچه هم در دیکتاتوری پادشاهی و چه در دیکتاتوری جمهوری مشترک است(بغیر از دیکتاتور و حواشی اش) مردم اند. بنابراین انچه اجازه میدهد حکومتی به دیکتاتوری تبدیل شود خود مردمند!. بجای جنگ نابجا بر سر مدل حکومت، بهتر است به بستر سازی فرهنگی پرداخت که انتخابات اخیر نشان داد کار بسیاز زیادی لام دارد! همین مقایسه حکومت۴۰ سال پیش دیکتاتوری پادشاهی پهلوی با حکومت فعلی جمهوری نشان میدهد کدام نوع حکومت در بهبود وضعیت مملکت و مردم موفق تر بوده است!

      حذف
    3. آدم عوضی با بخش اول صحبت شما کاملا موافقم هیچ تضمینی وجود ندارد که نظام جمهوری هم به دیکتاتوری تبدیل نشود یا نظامیان پشت آن قرار نگیرند شبیه پاکستان یا برخی کشورهای آمریکای لاتین .صحیح میفرمایید تنها تضمین بقای نظام دموکراتیک مردم آگاه - با انگیزه و شجاع اند . و البته روزنامه ها ی آزاد و احزاب میهنی . باید بستر سازی فرهنگی انجام شود .اما چگونه و مگر نظام اجازه چنین کاری را میدهد؟ البته رسانه ها و ارتباطات به مرور مردم را آگاه میکنند ولی زمان زیادی طول خواهد کشید . اما شما نگفتید با چه قسمت نظر من مخالفید . یعنی اگر روزی شرایط مهیا شد بالاخره نظام جمهوری کم هزینه تر و بهتر است یا نظام پادشاهی؟ خود طرح این سوالات و پاسخ های به آن آیا نوعی کار فرهنگی برای آینده نیست؟

      حذف

  8. گرامی
    برای من نه پادشاهی و نه جمهوری هیچکدام مهم نیست. انی مهم است که به سعادت مردم و خوشنامی ایران بی انجامد.

    پاسخحذف
  9. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  10. اینکه مردم ایران نیاز به آموزش و بستر سازی برای دموکراسی دارند کاملا صحیح میفرمایید و بعد از انتخابات اخیر احساس کردم که جوانان ما به ساده ترین الفبای حقوق شهروندی خود آشنا نیستند و انقدر حقوقشان پایمال شده که با یک آبنبات که کمی طعم دموکراسی بدهد راضی و قانع هستند و خوشبختی را در یک روز آزادی اجتماعی میبینند.فقط امیدوارم روزی را ببینم که ایران سکولار و ایرانی سربلند باشد و کسانی هدایت ان را به دست بگیرند که میهن پرست واقعی باشن

    پاسخحذف

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.