پسر معصومه(نیلوفر) ابتکار حالا بعد گیرافتادن، عاشق امریکا و فرهنگ امریکایی شده، یادش رفته خانه انچنانی اش و روضه و مخلفات عاشورایی اش را فیلم می گرفت و پخش می کرد و فخر می فروخت. مادرش هم از سردمداران امریکا ستیزی و گروگان گیران بود. جریانی از پلیدی اصلاح طلبی تعریف کنم. زمانی پستی در اداره دولتی قسمت بهداشت و درمان داشتم. خانمی محجبه و میان سال مومنی همکار ما بود. شاید ۱۵-۱۰ سالی بزرگتر از من. این خانم امریکا تحصیل کرده بود.از قدیمی هایی بود که کشیده بود کنار و بقولی ماستش را می خورد. بسیار هم کار راه بنداز و معتبربود. این خانم خیلی منو را دوست داشت و می گفت ادمی به راستی و درستی و پاکی مثل تو گیر نمیاد. تنها کسی بود که من را به اسم کوچک صدا میزد. خلاصه از دست اصلاح طلبان شاکی بود. تک تکشان را می شناخت. یک روز برافروخته امد و گفت چقدر اینها بی شرافتند. مقصودش ابتکار بود. گفت ابتکارمیگه من به عمرم خارج نرفتم. دروغ میگه حتا اسمش را هم دروغ میگه اسم واقعیش چیز دیگری است و معصومه نیست. ۱۶-۱۷ سالش بود مادرش امد امریکا ابتکار را سپرد دست ما که مراقب بچه ام باشید. حالا میگه من هیچوقت امریکا نبودم! ابتکار آن موقع معاون خاتمی بود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر